دوشنبه 3 تير 1398
En
logo
تاریخ : شنبه 9 بهمن 1395
کد 6732

علی عطافر در اتاق بازرگاني اصفهان:

پاسخ مناسب به فرصت‌ها و تهدیدهای محیط کار چيست؟

عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان گفت: در این که مشکلات زیادی سر راه اقتصاد ما وجود دارد، حرفی نیست، ما باید به دنبال راهکاری باشیم. بايد تغییر را بپذیریم.
به گزارش خبرنگار بازنیوز، در نشستی که  به همت کمیسیون بهبود مستمر محیط کسب و کار، هفتم بهمن ماه سال جاری در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، دکتر علی عطافر درباره پاسخ مناسب به فرصت‌ها و تهدیدهای محیط کار به گفتگو پرداخت.
عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان از ضعف نقدینگی، عدم توان پرداخت حقوق پرسنل، عدم توان خرید مواد اولیه، عدم توانایی فروش محصولات، عدم توان پرداخت‌ هزینه‌های شرکت و موارد ديگر به عنوان مشکلات یک مدیر عامل یا صاحب بنگاه اقتصادی نام برد و گفت: از اینکه بگوییم؛ «مشکلات زیاد است، با تحریم، رکود، تورم، بهره‌های بانکی، افزایش قیمت دلار، جنگ، روی کار آمدن افراد سیاسی و  اقتصادی و نقش آنها در دنیا و موارد مشابه ديگر چه کنیم»، چیزی حل نمی‌شود. مشکل کماکان باقی است. باید به دنبال راه‌حل بود.
وی افزود: در این که مشکلات زیادی سر راه اقتصاد ما وجود دارد، حرفی نیست، ما باید به دنبال راهکاری باشیم. تغییر را بپذیریم.
اين دکترای مدیریت در ادامه گفت: در مواقع بروز مشکلات، دو کار انجام ندهید. اول این که سعی در تغییر محیط نداشته باشید. چرا که با اینکار زمان را از دست می‌دهید و نوش دارو بعد از مرگ اثری ندارد. دوم این‌که چشم‌تان به دست دولت نباشد. یکجا بشینید و توقع داشته باشید از حمایت دولت برخوردار شوید. شما به عنوان یک فعال اقتصادی بخش خصوصی خودتان به فکر چاره باشید.
عطافر در ادامه به راهکارهایی در زمینه نحوه برخورد با شرایط سخت اقتصادی و محیط کسب و کار اشاره کرد و گفت: علی‌رغم اینکه نسخه یکپارچه‌ای برای حل مشکلات همه شرکت‌ها وجود ندارد و امکان کپی یک روش برای دو شرکت امکان‌پذیر نیست ولی رعایت مواردي می‌تواند در برخورد شما با مشکلات بی‌تاثیر نباشد.
وی بحث را با لزوم شناخت خود و تاثیر آن در موفقیت ادامه داد  و گفت: اینکه بشر خود را بشناسد بر انتخاب‌ها و انتظارات او از زندگی تاثیر می‌گذارد.
عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان، شناسایی راهکارها  را به سه بخش تقسیم کرد و افزود: بخش اول، 50 درصد مساله، بخش دوم 10 درصد و بخش سوم 40 درصد باقیمانده را شامل می‌شود.
عطافر افزود: 50 درصد اول، شامل نوشتن نقاط ضعف، قوت و ویژگی‌های شرکت است. در این حالت مدیر باید لیستی از کلیه نقاط ضعف شرکت را بنویسد و برای رفع آنها تلاش کند. این نقاط ضعف از کوچک‌ترین مساله به عنوان مثال، خرابی شیر دستشوئی تا بزرگ‌ترین مشکل، مثلا فقدان تسهیلات باید لیست شود. تهیه این فهرست در نقاط قوت و حسن شرکت نیز باید تهیه شود. در مورد ویژگی هم باید اعمال شود. ویژگی، گاهی نقطه ضعف و گاهی نقطه قوت محسوب می‌شود که قابل تغییر نیست. به عنوان مثال یک شرکت در جایی واقع شده که شرایط آب و هوایی بسیار سردی دارد، در این حالت با سردی هوا نمی‌توان مبارزه کرد بلکه می‌توان از وسایل گرمایشی  کم مصرف استفاده کرد. ویژگی‌های شخصی یک نفر نیز جزء همین دسته قرار می‌گیرد. شخصی دارای این قیافه، ظاهر، تحصیلات و پیشینه خانوادگی است و تغییر در این ویژگی‌ها امکان پذیر نیست.
اين صاحبنظر مسايل مدیریت كسب و كار با اشاره به بحث ضعف‌ها اظهار داشت: محدودیت‌ها یا عدم کارایی در استفاده از منابع، مهارت‌ها و توانایی‌هایی که موانعی جدی برای عملکرد موفقیت‌آمیز یک شرکت در بازار رقابت ایجاد می‌کنند به عنوان ضعف شناخته می‌شوند. فرضا فقدان تسهیلات، منابع مالی، توانایی‌های مدیریت و مهارت‌های بازاریابی می‌توانند از جمله منابع ضعف یک شرکت باشند. وی از قوت‌ها به عنوان یک منبع مهارت نام برد و گفت: مزیت نسبت به رقبا در بازاری که شرکت در آن فعالیت می‌کند نقطه قوت محسوب می‌شود. این امر بدان معناست که شرکت در مقایسه با رقبا یا نیازها در بازار از یک مزیت یا صلاحیت ممتاز برخوردار است. به عنوان مثال برتری از لحاظ منابع مالی، رهبری در بازار و یا روابط خوب با خریداران و عرضه کنندگان، نمونه‌ای از این قوت‌هاست. عطافر گفت: شناسایی و فهم قوت‌ها و ضعف‌های کلیدی یک شرکت به محدود کردن بدیل‌ها و انتخاب راهبرد کمک می‌کند. همچنین شناسایی صلاحیت‌های ممتاز و ضعف‌های مهم در رابطه با عوامل تعیین کننده موفقیت بازار، چهارچوب مفیدی برای بهترین انتخاب راهبردی فراهم می‌سازد.
عطافر از آمال و آرزوها به عنوان بخش 10 درصدی یاد کرد و گفت: هدف‌هایتان را بنویسید. معلوم کنید به چه چیز و در چه مدت می‌خواهید نائل شوید، چرا که کمی کردن هدف‌ها، تفسیرها و فهم‌های نادرست از آنها را به حداقل می‌رساند و امکان‌سنجش آنها را در طول زمان فراهم می‌سازد. این اهداف نباید آنقدر بزرگ باشند که دستیابی به آن‌ها مایه نا امیدی شود و نه آنقدر کوچک که به آسانی به دست آیند.
عضو هیات علمی دانشگاه برای 40 درصد باقیمانده به مساله چشم‌انداز اشاره کرد و گفت: شما باید خودتان را در آینده ببینید. به عنوان مثال و در تصور شما، الان 5 سال آینده است و در سال 1400 نشسته‌اید و به گذشته فکر می‌کنید. از گذشته و با فعل گذشته از اتفاقات این 5 سال بنویسید. مثلا از سال 95 کار خود را در یک کارگاه کوچک با 20 میلیون سرمایه و با 10 نفر پرسنل کار خود را شروع کرده‌ بودید، سال 96 سرمایه شما نزدیک به 2 برابر شده بود، 8 نفر به پرسنل اضافه کرده بودید، دستگاه جدیدی خریداری کرده‌ بودید و به دنبال مکانی بزرگتر بودید، سال 97 مکان بزرگتر را پیدا کرده بودید، سرمایه شما 4 برابر بیشتر شده بود، تعداد پرسنل به 60 نفر رسیده بود، 2 دستگاه دیگر خریداری کرده بودید، سال 98 و 99 هم همینطور با گذشت از پستی و بلندی های پیش آمده باز هم موفقیت بیشتری کسب کرده‌اید و الان در سال 1400 چند شعبه در ایران زده‌اید، 1000نفر پرسنل زیر دست شما کار می‌کنند، محصولاتتان را به خارج صادر می‌کنید و قصد ایجاد شعبه در خارج از کشور دارید. وی افزود: با این افکار شما می‌توانید بگویید در سال 1400 به چه چیزی می‌خواهید برسید و چشم‌انداز 5 سال آینده شما چگونه است.
علی عطافر هدف از نوشتن چشم‌انداز آینده را استفاده از فرصت‌ها دانست و گفت: چه شرایطی شما را راحتتر به هدفم می‌رساند. چرا که استفاده از فرصت‌ها که موقعیت‌های مطلوب و مهم در محیط شرکت‌اند، به عنوان مثال شناسایی بخش‌های ناشناخته بازار و یا تغییر در شرایط رقابت یا مقررات، تغییرات فناوری و بهبود روابط خریداران یا عرضه کنندگان ممکن است نشان دهنده روندهای کلیدی در محیط یا منبع فرصت‌های احتمالی برای یک شرکت باشند.